سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

310

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

البتّه در كلام اصحاب تفسير مشخّص و معيّنى براى اينكلمه وارد نشده بلكه صرفا اكتفاء بر مجرّد لفظ نموده‌اند يعنى فرموده‌اند اگر مولى عبدش را تنكيل نمود عبد آزاد مىشود و امّا اينكه تنكيل يعنى چه و مراد از آن چيست تفسيرى برايش ذكر نكرده‌اند از اينرو در تعيين معنا و تفسيرش لازمست بعرف رجوع شود پس آنچه را كه عرف تنكيل دانند حكم بعتق بدنبالش مترتّب مىگردد . لازم به تذكّر است كه كنيز نيز در اين امر همچون عبد مىباشد فلذا مورد روايت لفظ مملوك است كه شامل هردو مىباشد و مرحوم مصنّف نيز اگر به جاى لفظ [ عبد ] مملوك مىفرمود اولى و شايسته‌تر مىبرد . قوله : و به روايتان : ضمير در [ به ] به تنكيل راجعست . مؤلف گويد : هردو روايت را محروم شيخ طوسى در كتاب تهذيب طبع جديد ج ( 8 ) ص ( 223 ) نقل فرموده اوّلى حديث ( 34 ) و دوّمى حديث ( 35 ) مىباشد . حديث اوّل : محمّد بن يعقوب از علىّ بن ابراهيم ، از محمّد بن يحيى ، از محمّد بن الحسين ، از جعفر بن محبوب از كسى كه ذكرش نموده از مولانا ابيعبد اللّه عليه السّلام قال : كلّ عبد مثل به فهو حرّ . وجه مرسله بودن اين حديث آنست كه [ عمن ذكره ] بعنوان راوى و بطورى كه نامش برده شود ذكر نگرديده است . حديث دوّم : محمّد بن احمد بن يحيى ، از عبد الحميد ، از هشام بن سالم ، از ابى بصير ، از مولانا ابيجعفر عليه السّلام قال :